علي الأحمدي الميانجي
21
مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)
مقدمه كتاب يكى از مسائل مهم روز موضوع مالكيت خصوصى از ديدگاه اسلام خاصه مسألهء زمين است . و اينكه آيا اسلام ثروت داشتن را پذيرفته است يا نه ؟ و اگر ثروت داشتن در اسلام مشروع است تا چه اندازه است ؟ محدود است يا غير محدود ؟ اگر محدود باشد از نظر كيفى محدود است يا از نظر كمّى ؟ و سود ، تنها به كار تعلق مىگيرد يا سرمايه هم سهمى از آن دارد ؟ اگر سود براى سرمايه مشروع است باز محدود است يا نه و . . . متأسفانه تبليغات گستردهء طرفداران اقتصاد شرق ، و پيروان مكتب ماركس مخصوصاً با آن فلسفهء كذائى و ادعاهاى دروغ ، اذهان عدهاى از جوانان مسلمان ما را چنان به خود مشغول يا به سوى خود جذب كردهاند كه بدون تحقيق ، دلباختهء آن شده و از راه صواب دور افتادهاند ، و به چيز ديگرى جز گفتار آنان نمىانديشند و قهراً اقتصاد اسلامى را زير سؤال مىبرند . و بايد توجه داشته باشند كه نتيجهء ( كمونيسم ) كارگرى ، مستمندى همه مىباشد ولى اسلام خواهان از بين بردن فقر و در نتيجه ثروتمند بودن همه مىباشد . و از سوئى بعضى از نويسندگان به ظاهر اسلامى هم براى فرار از جواب و يا براى جذب جوانان به سوى اسلام مسائل را به صورت تحريف شده در آورده و گويا مىخواهند اسلام را مطابق اقتصاد كمونيستى بيان يا به آن نزديك كنند ، و به عبارت ديگر كمونيستى را اسلام مالى نمايند ، گاهى هم كار را به جاى بسيار خطرناكى كشانده و افكار التقاطى را به جاى اسلام ناب در ميان جوانان مسلمان ما جايگزين كرده و آنها را چنان توجيه مىكنند كه به جز اقتصاد شرق به چيز ديگرى نمىانديشند و خيال مىكنند كه اسلام هم همان را مىگويد حتى اگر بفهمند كه اسلام سرمايه را در حدّ مشروع محترم مىشمارد ممكن است قدرى ناراحت شده و يا از اسلام برگردند .